«بنياد كي‌عطا» را تأسيس كنيم
20/12/1397 10:24

نیکنام حسینی پور مدیرعامل خانه کتاب در آیین یادمان کی عطا طاهری بویراحمدی، نویسنده و پژوهشگر فولکلور استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: پیشنهاد می‌کنم « بنیاد کی‌عطا» را تأسیس کنیم. مردی که به کتاب و آگاهی بخشی عشق می‌ورزید و این بنیاد را بر میراث بزرگ او بنیان نهیم.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، يادمان كي عطا طاهري بويراحمدي، نويسنده و پژوهشگر فولكلور استان كهگيلويه و بويراحمد يك شنبه (19 اسفند ماه) با حضور اردشير صالح پور؛ نويسنده و پژوهشگر، جواد صفي نژاد؛ پژوهشگر جغرافيا و علوم اجتماعي، عزت الله سام آرام؛ عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي و استاد مددكاري اجتماعي، علي مندني پور؛ حقوقدان و جامعه‌شناس، سيد ضياء هاشمي مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي( ايرنا)، محمد علي وكيلي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي،  نيكنام حسيني پور؛ مديرعامل موسسه خانه كتاب، عدل هاشمي پور نماينده  مردم كهكيلويه و بويراحمد در مجلس شوراي اسلامي، ابراهيم حيدري، مديركل دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي و كتابخواني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رضا چمن رئيس دانشگاه علوم پزشكي شاهرود، هجير تشكري نويسنده و فرزندان آن زنده ياد همايون طاهري، مهرداد طاهري و سيمين طاهري و جمعي از اصحاب فرهنگ، هنر  و نويسندگان در سراي كتاب موسسه خانه كتاب برگزار شد.

 

نيكنام حسيني پور در اين آيين گفت: سرزمين پهناور ايران با همه تنوع سرزميني و قوميّتي، مردان و زنان فرهنگ‌ساز بسيار دارد. كساني كه به تنهايي وظايف يك نهاد را بر دوش مي‌كشند و سعي در بازنمايي ارزش‌هاي اصيل تمدّن ايراني دارند. به همين دليل است كه همواره معتقد بوده‌ام ايرانِ ما را نه با برج و باروهايش، بلكه با فرهنگ‌سازانش مي‌شناسند.مرحوم كي‌عطا طاهري بويراحمدي يكي از اين مردان فرهنگ‌ساز ايران است. با اين‌كه دل در گرو زادگاه خود داشت و پرورده ايل بود، امّا ميهن خود را از بُنِ دندان دوست داشت و در راه اعتلاي آن هيچ فروگذار نكرد. چون پرورده طبيعت بود و فرهنگ اصيل ايلي داشت، درِ خانه‌اش به روي همه باز بود. همه از خوان نعمتش بهره مي‌بردند.

وي ادامه داد: شهرت نيك نامي اش فراتر از استان بود و ايران شناسان بزرگ واهل فرهنگ و انديشه خوب او را مي شناختند، از استاد ايرج افشار، ايران‌شناس نامي و دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني، استاد مسلّم ادبيات فارسي، تا جوانان گم‌نام ولي جوياي معرفت به خانه كي‌عطا رفت و آمد داشتند. هرچه داشت سخاوتمندانه با ايشان تقسيم مي‌كرد. از نان و نمك تا كتاب و تجربه‌هاي شخصي خود و آخرين يافته‌هاي علمي‌اش را در طبق اخلاص مي‌گذاشت. اين سخاوت طبيعت و ايلياتي بودنش است. خانه‌اش بسان آرامگاه عشاق و ميعادگاه دوستان و مخزن‌الاسرار مردم بود و چه صبورانه مسائل و مشكلات مردم را مي‌شنيد و به دنبال چاره‌جويي براي آن‌ها بود. روح بلندي داشت به بلنداي دناي سرافراز و حتي بيشتر ازدنا و دنا نشينان  را بسيار دوست داشت.

مديرعامل خانه كتاب بيان كرد: كي عطا طاهري كتاب‌خواني جدّي بود و در امانت دادن آن دستي گشاده داشت. زندگي خود را صرف آموختن و آموزاندن كرده بود و در اين راه هيچ دل‌سرد نشد.  اهل ياد گرفتن و ياد دادن بود و ابايي نداشت كه حتي از خرد سالان تا بزرگ‌سالان چيزي بياموزد و بياموزاند. به يك معني مي‌توان گفت ايشان يك واقف بزرگ بود. يعني زندگي و زمانه خود را صرف عمران و آباداني و آگاهي‌بخش منطقه كرد و آن قدر بر اين آگاهي‌بخشي پاي فشرد كه خودش مثل شمع آب شد تا جوانان آن ديار به جايي برسندكه الآن هستند. كتابخانه‌اش براي وي مركز جهان بود و براي جوانان آن ديار محل معرفت‌اندوزي و عشق‌ورزي با پير خود بود. قلمي روان و خوش‌خوان داشت و اين لطف نوشته‌هايش را مي‌افزود. آثارش به يك معنا حافظه تاريخي و تصويري ايل بود و در راه شناساندن آداب و رسوم ايل منبعي گران‌سنگ به‌حساب مي‌آيد. زمانة خود را به نيكي درك كرده بود.

حسيني پور ادامه داد: او با اثر ماندگارش كوچ كوچ مرجعي معتبر براي پژوهش‌هاي مردم‌شناسي و در حوزه ادبيات اثري معتبر خلق كرد و نثر آن و توصيفات ريز و درشت آن و نازك بيني و بيان شيواي آن اين اثر را به تك ستاره ايل و جامعه بزرگ ايراني درباره اين استان تبديل كرده است. شهسواري كه چه خوب مي‌نوشت و چه خوب احساسات خود را در قالب كلمات معنا مي‌بخشيد و به نسل جديد منتقل مي‌كرد. سعي در شناخت درست و شايسته آن داشت. اين مهم را از نحوه مراودات و تحقيقاتش مي‌توان درك كرد. تجربه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي و پيوند با بزرگان فرهنگ و ادب و هنر در سطح ملي او را صاحب خاطرات گرانقدري ساخته كه فقط بخشي را مكتوب و در قالب كتاب كوچ كوچ و مميرو به زيور طبع آراستند اما بخش عمده‌اي از تاريخ شفاهي اين استان را هنوز از آن بي بهره‌ايم و اميدوارم دست نوشته‌هاي ايشان را بتوانيم با همفكري و ياري دوستان تدوين وچاپ كنيم.

وي عنوان كرد: كي‌عطا طاهري بويراحمدي آموزگار فرهيخته‌اي بود كه در كورة سوزندة روزگار سوخت تا چراغي باشد فرا راه رهرواني كه دل در گرو ايل و ايران دارند. او اين قرن را به نام خود ثبت كرده است و آموخته و آموزش داده و رازها معنا كرده است. علي‌رغم نامهرباني‌ها، بيشترين مهر را به همه مي‌ورزيد و در بهروزي به هم نوعان خست به خرج نمي‌داد. هركسي اولين بار او را مي ديد شيفته منش و اخلاق و رفتار اين بزرگمرد مي‌شد به قول سعدي عليه الرحمه؛ من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت كاوّل نظر به ديدن او ديده‌ور شدم. در همان نخستين ملاقات به بزرگواري و نيك‌كرداري او مي‌شد پي برد. ساده و بي‌ريا سلوك مي‌كرد و از تكلّف پرهيز داشت. مهمان‌نواز و گشاده‌دست، خوش‌رو و مهربان و نيز پژوهشگر، برخي از ويژگي‌هاي ممتاز شخصيّتي او بود. حالا كه نويسنده كوچ،كوچ خودش كوچ كرده و دلتنگي را براي ما جا گذاشته است، يادش و آثار قلمي‌اش در ميان ما ناميراست. هر چند از حضور فيزيكي او محروم شده‌ايم، ولي در دل ما همواره زنده است. زيرا كه بزرگ بود و از اهالي امروز بود و با تمام افق‌هاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي‌فهميد.

 مديرعامل خانه كتاب اظهار كرد: دوستان و بزرگواران امروز ميراث اين مرد بزرگ را بايد گرامي‌ و پاس بداريم. گرچه دريغاگوي حضور اوييم اما ايران و ايل ما به شهسواراني مثل آقاي طاهري به خودش مي بالد زيرا كه او بخشي انكارناپذير از تاريخ ماست.پيشنهاد مي‌كنم بياييد « بنياد كي‌عطا» را تأسيس كنيم. مردي كه به كتاب و آگاهي بخشي عشق مي‌ورزيد و اين بنياد را بر ميراث بزرگ او بنيان نهيم. هر چند در زمان حياتش آن گونه كه بايد و شايد او را نه ما شناختيم و نه مركز نشينان بي‌خبر از مناطقي مثل منطقه ما جايگاه او را درك كردند. وظيفه ماست كه ميراث معنوي و حافظه تاريخي ايل و قوم خودمان محافظت كنيم.

 وي در پايان گفت: در پايان وظيفه خود مي‌دانم از همه همراهي‌ها و همدلي‌ها خانواده آن مرحوم تشكر و قدرداني كنم و از اساتيدي كه دعوت ما را براي سخنراني باشوق پذيرفتند آقايان دكتر صفي‌نژاد، دكتر سام آرام، دكتر صالح پور، دكتر مندني پور و دكتر ضرغامي رييس محترم سازمان زيباسازي شهر تهران و همكارانشان و همه جواناني كه سخن خواهند گفت و دوستان ايلي خودم سيّد همت هاشمي‌ كه از آغاز و از زمان طرح اين موضوع همراهي كردند و مشورت‌هاي خوبي هم دادند و رنج سفرهايي راهم برخود هموار كردند. از آقايان حسن غفاري و محمد مختاري كه بي‌هيچ چشم‌داشتي عكس و فيلم مورد نياز ما را در اختيارمان گذاشتند و از آقاي جمشيديان وتيم حرفه‌اي‌شان كه در تدوين فيلم ها و عكس‌ها زحمتش را كشيدند و آقاي حسن زاده كه از زماني كه شنيد بحث تمبر پست را پي گيري كردند آقايان امرالله نصرالهي و مهدي فاموري كه دست نوشته‌ها و دل نوشته‌هاي صاحب‌نظران را جمع آوري كردند و همه افرادي كه در فضاي مجازي و ... با ارسال پيام‌هايي ما را دلگرم كردند. از همه همكاران خودم در خانه كتاب در همه بخش‌ها بخصوص سراي اهل قلم و بخش كتاب و نشريات و انتشارات كه چاپ و نشر يادنامه مرحوم طاهري را فراهم آوردند تقدير و تشكر دارم، اميدوارم رهروان خوبي براي آن بزرگمرد فرهنگ وادب باشيم.

 

تحقيقات و پژوهش هاي مردم شناسي به لطف و مساعدت كي عطا ميسر شد

در ادامه، اردشير صالح پور با بيان اينكه اين آيين براي لرهاي پايتخت نشين يك پايگاه فرهنگي ايجاد كرده است، گفت: امروز اولين سالگرد كي عطا طاهري فرهيخته قوم لر است كه فروتنانه به اين مرز و بوم عشق مي ورزيد. قومي كه به قول افشار قوم دلاور بنياد بود. كي عطا؛ خان زاده اي نجيب و رعيت دوست بود و به منافع خود پشت كرد تا با مردم خود باشد. او يگانه، دردانه فرهنگ و پژوهش ايل بود.

وي ادامه داد: دانايي و دليري دو خصلت بزرگ زاگرس نشين ها بود؛ براي همين تفنگ را كنار گذاشت و قلم را به دست گرفت. كي عطا؛ كي عطاي قلم قوم لر است. كي عطا از آلماني ها خواست تا به او زبان آلماني ياد دهند چرا كه عاشق علم و فرهنگ بود و مي خواست زمينه سواد و آموزش را فراهم كند. معتقد بود دانش و فراگيري علم براي او به تنهايي كافي نيست بلكه براي بچه هاي ايل بايد مدرسه ساخته شود تا آنها نيز باسواد شوند.

صالح پور ، تشنه دانايي بودن را يكي ديگر از ويژگي زنده ياد طاهري عنوان كرد و گفت: او به اين القاب افتخار نمي كرد اما به فضيلت علم و ادب پي برده بود. امروز به حرمت فضيلت كي عطا در اينجا گردهم آمده ايم كه بايد از خانه كتاب براي فراهم كردن فرصت معرفي فرهنگ ايل كهگيلويه و بورير احمد تشكر كرد. كي عطا ارتباط و دوستي زياد با بزرگان و فرهيختگان داشت. شفيعي كدكني از دوستان ايشان بود. استاد جواد صفي نژاد از جمله فرهيختگان قوم لر است. تحقيقات و پژوهش هاي مردم شناسي به لطف و مساعدت كي عطا ميسر شد. كي عطا زندگي پرمخاطره اي داشت و پدرش به تفنگ نابرابر ناعموي خود به خون غلتيد.

وي ادامه داد: اين تراژدي بزرگ بايد از نگاه تئاتر استان به نمايش درآيد. بعد از اين واقعه، كي عطا با مادرش كه يك بي بي تمام عيار بود به تهران آمد. زن لر هيچ دست كمي از مرد لر ندارد؛ زن لر كاملا قابل احترام است. سردار مريم از زنان لر است كه لقب سردار گرفته است. كي عطا عمر خود را وقف با سوادي كودكان كرد. يك قوم و ملت براي پيشرفت به فلسفه و ادب و هنر  نياز دارد. ادب و هنر دلبستگي و تعلق ايجاد مي كند  و خاطره مي سازد.

صالح پور با اشار به انواع تاريخ نويسي گفت: ما كوچ گر بوديم و سند مكتوب نداريم به همين منظور از تكنيك موسيقيايي براي ثبت تاريخ استفاده كرديم و تاريخ خود را با موسيقي و ترانه نوشتيم. اسم اين تكنيك تاريخ نگاري را تاريخ ترانه نويسي مي گذارم. روش ديگر كه كي عطا استفاده مي كرد تاريخ شفاهي بود؛ اين تاريخ مخصوص مردان بزرگ است و در تاريخ نگاري معاصر يك شيوه  به حساب مي آيد.

وي بيان كرد: كي عطا هرگز ايل را ترك نكرد و اين باعث شد از جمله پژوهشگراني باشد كه كاري دقيق ارائه دهد. آخرين نظام عشايري لر است و همه خاطرات عشاير را در كتاب كوچ كوچ آورده است. اين كتاب يك جنگ و مانيفست است كه آرمان هاي انساني، عشق، كار و چيزهاي ديگر در آن  آمده است. حسن كتاب تحليل، انديشه و تفكر است و براي همين كتاب گرانسنگي است. من فكر مي كنم كي عطا ناميرو و نميرو است.

بزرگداشت كي عطا طاهري بزرگداشت علم و عالم است

در ادامه اين نشست، علي مندني پور گفت: آنچه براي ما مهم و ارزشمند است و بايد فكر خود را معطوف آن كنيم آينده است كه اميدوارم آينده خوبي براي همه ملت به ويژه مجموعه قوم لر همان هايي كه در تاريخ خيلي كمتر از هنر و شجاعتشان قدرداني شده، داشته باشيم. امروز به عشق كي عطا جمع شديم، او زنده است. كساني كه مي گويد انسان هاي خوب، ارزشمند نمي ميرند مصاديق آن اين جلسه است؛ او در جلسه حضور ندارد اما فكر، انديشه و مرامي كه به ارث گذاشت بين همه ما تقسيم شده و از آن بهره مي گيريم.

وي ادامه داد: چه كسي با طاهري رفت و آمد داشت اما از او ياد نگرفت و پند نگرفت و از رفتار، كردار و گفتارش چيزي نياموخته است. هركسي اندازه سهمش از او ياد گرفته است. بزرگداشت او بزرگداشت علم و عالم است. زينتي كه طاهري به عنوان يك حركت زيبا از خود به يادگار گذاشت. نگاه منطق نشان از واقعيت تاريخي دارد و آن اينكه آثار علما از خون شهيدان برتر است، آثاري كه امروز طاهري از خود به جاي گذاشته در تمام لحظات زندگي او براي ما درس بوده و درس است.

مندني پور  بيان كرد: زنده ياد طاهري حدود ۹ دهه عمر مفيد داشت و با پيچ و خم هايي در زندگي روبه رو شد اما وقتي وارد اتاقش مي شويد تنها خانه اي كه هنوز هم به ياد طاهري بسته نشده خانه طاهري است. نه دوست داشت تشريفات خاصي داشته باشد نه تعارف كند، همه دوستان او مي خواستند روش طاهري را در پيش بگيرند. نوجوانان علاقمند از تفريحات خود مي زدند و پيش آقاي طاهري مي رفتند تا در مورد موضوعات مختلف براي آنها صحبت كند.

وي عنوان كرد: كي عطا را مي توان از چند منظر ديد؛ از نظر اجتماعي او شخصيتي برجسته بود كه از خانواده اي بزرگ زاده شده بود ولي اگر در زندگي او تحقيقي كوتاهي داشته باشيم مي بينيم با وجود وابستگي و جايگاه خانوادگي كه داشت از آن به عنوان امتياز در جامعه استفاده نكرد و آن را مايه فخر در نظر نگرفت. ساده ترين و زيباترين چيزي كه دوست داشت اين بود كه مي گفت عده اي من را «كي» خطاب مي كنند. دوست نداشت به او عنواني خطاب كنند. نقش طاهري در سياست در ايجاد شهرنشيني در جامعه استان مهم بود؛ هرچيزي دارد در طبق اخلاص مي گذارد تا شهر ساخته شود. در سياست، مقبوليت و محبوبيت دارد؛ در استان بعد از قرن ها مي خواهد نمايندگي كند، همه به او راي مي دهند و راي او بالا مي شود اما وقتي احساس مي كند مردم او را دوست دارند از ايجاد دو دستگي جلوگيري مي كند و از رقيبش حمايت مي كند و اين نشانه مردم داري است.

مندني پور كي عطا را معلم دانست و گفت: هرجا كه مي رود از معلمي، آموزش و برخورد اصولي با جهل و خرافه صحبت مي كند و در كتاب هايش به اين موضوعات اشاره مي كند. كتاب«مميرو» داستان غم انگيزي است؛ در اين كتاب از  فقر و نداري و از بين رفتن استعدادهاي درخشان صحبت مي كند، از حماسه، بزرگ مردي ها، تعصب، مردانگي و روحيه گذشت ياد مي كند. در «ال» از خرافه پرستي از نگاه زن و بهره اي كه آدم ها از بي سوادي  مي برند، حرف مي زند. در كتاب «كوچ كوچ» ، كوچ، كوچ است؛ تاريخ روابط اجتماعي، سياسي و فرهنگي استان است. تاريخي است كه با عشق در هم آميخته و رقابت هاي منفي و نوع نگاه طبقاتي به مسايل استان در آن موج مي زند.

 

جواد صفي نژاد از ديگر سخنرانان اين نشست، گفت: طاهري در شناسنامه عطاالله طاهري است اما در جامعه كي عطا است. در مورد خاندان كي عطا تا 9 پشت آمار و اطلاعات داريم؛ مادرش بي بي ماهتاب دختر كريم خان بوير احمدي ملقب به بهادرالسلطنه از خاندان گسترده بويراحمد است.  از سال ۱۳۴۵ كه وارد منطقه شديم دنبال «كي ها» هستيم تا ۴۰۰ سال شجره ها را جمع آوري كرديم و متوجه شديم در كهگيلويه و بويراحمد شاخه شرقي سرزمين «كي ها» است كه در كوه ها زندگي خود را ادامه دادند.

وي ادامه داد: عشاير كلمه اي عربي است، از نظر تاريخي، عشاير ما به كوچمند مشهور است و در تاجيكستان و افغانستان به اين عنوان آن را مي شناسند. از نظر تاريخي كل منطقه كهكيلويه به ويژه بويراحمد به دو دسته «كي ها» و «كاها» تقسيم مي شوند؛ «كي ها» يعني فرمانروا و «كاها» يعني فرمانبردار. با نگاه به جامعه مي فهميم اين فرد كي است يا كا. از نظر تاريخي اين منطقه به بلاد شاهپور معروف است.

صفي نژاد بيان كرد: آثار طاهري بيشتر جزوه هايي بود كه قبل از انقلاب چاپ مي شد كه به همت خانه كتاب منتشر شد. مقاله كوچكي به نام نيم قرن زندگي در بوير احمد دارد. اولين نفري بودم كه كتاب كوچ كوچ را مطالعه كردم و از درون آن اطلاعات عميق به دست مي دهد. اين كتاب از ديدگاه من نمايه و نقشه نداشت كه در صحبت با انتشارات آن گفتم اين نواقص را برطرف مي كنم. اين نمايه از سوي دانشجويان من آماده شد و توسط ۲۰ نفر از دانشجويان من مجدد بررسي شد و آن را در اختيار انتشارات اين كتاب قرار  مي دهم تا در چاپ هاي بعدي از آن استفاده كند. اطلاعات عجيب و غريبي در كوچ كوچ است كه بايد ساعت ها در مورد آن حرف بزنيم.

عزت‌الله سام آرام؛ عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي و استاد مددكاري اجتماعي نيز در بخشي از برنامه، خاطراتي از دوران تدريسش در اين دانشگاه و همكاري با كي‌عطا طاهري را مطرح كرد.

او عاشقانه همه چيز را وقف مردم كرده بود

در ادامه، هجيرتشكري گفت: طاهري در دل سنت عشق و عاشقي، تاريخ و ادبيات، تاريخ و جغرافيا، عشق بود . اگر مولانا عشق متعالي  و فردوسي  عشق حماسه دارد طاهري در دل سنت عاشقانه تاريخي ديده مي شود. او عاشق همه چيز بود و عاشقانه همه چيز را وقف مردم كرده بود. عشق بسامد بالايي دارد و تاريخ ما با عشق گره خورده است. از دل اين عشق شفقت بر خلق ايجاد مي شود. فارغ از تحليل آثار او، طاهري را به اين معنا مي فهمم، به رغم منزلت اكتسابي و انتسابي كه داشت شفقت ورزيدن به خلق براي من برجسته است.  انساني شفقت مي ورزد كه معنوي باشد. در خانه او به روي همه باز بود به اين معنا كه همه آدم ها فارغ از هر برچسبي به خانه او رفت و آمدها مي كردند.

 

افق هاي طاهري فراتر از زمان و مكان بود

سيد ضياء هاشمي نيز در اين نشست با بيان اينكه طاهري ريشه در خاك داشت، گفت: با عشق، تعلق و فرهنگ در زمان و مكان متوقف نشد.  افق هاي او فراتر از زمان، مكان و فرهنگي بود كه در آن زيست كرد.  او سياست مداري شاخص، معلمي سرشناس و كنشگري اثر گذار بود. او فرهيخته اي است كه نامش به يادگار خواهد ماند و نام او راه هميشه به نيكي خواهيم برد.

وي ادامه داد: طاهري به ما  درس شهامت و فرهيختگي به ويژه شهامت فرهنگي داد. او اهل گفت‌وگو و نقد فرهنگي بود كه ما امروز به چنين انديشه و رويكردي نياز داريم و بايد اين حركت افلاكي را ياد بگيريم، نسل امروز ما بايد عدم توقف، بلندهمتي، بلندپروازي، شجاعت نقد و انديشه نقادي را از او بياموزد، او قدرت و جسارت نقد سازنده داشت نه نقد تخريبي كه امروز شاهد آن هستيم.
مديرعامل ايرنا با بيان اينكه در كشور ما گفت و گو و بيان خاطرات بسيار رايج است، گفت: ما فرهنگي گفت‌وگو محور داريم، گفت‌وگو در ميان ما رايج است، شاهنامه‌خوانان، متل‌خوانان و خاطره‌گويان بسياري داشته‌ايم اما بايد قدر قلم زنان را بدانيم، آنان كه با آداب علمي و حرفه اي قلم مي‌زنند، ما نياز داريم كه اين افتخارات را حفظ كنيم.
وي بيان كرد: تحولات امروز سيال است و از نسل و دهه گذشته، سال به سال با تحولات اجتماعي رو به رو هستيم و اين تحولات ايجاب مي كند كه به تاريخ بشر نگاهي داشته باشيم، من افتخار مي‌كنم از ايلي هستم كه امثال طاهري از آن هستند، ما بايد از او ياد بگيريم و در زمان و مكان نمانيم.اثبات فقر افتخار نيست، بايد برخورداري ها را اثبات كنيم. من به برخورداري‌هايم، به توان بالقوه سرزمينم افتخار مي‌كنم، به سرمايه‌هاي طبيعي و اقتصادي و به ويژه به فرهيختگان، شخصيت‌هايي از دانشگاه تا دل كوه؛ ما مفتخريم كه پاي در خاك داريم، در فرهنگ و تاريخ و هويت و سرزمينمان اما مثل طاهري نگاهمان به آفاق است.

 

چمن از ديگر سخنرانان اين نشست، طاهري را رادمردي از سلسله خردمندان و انساني صاحب قلم دانست و گفت: از زمان دانش آموزي ايشان را مي شناختم و پدرم با ايشان دوست بودند بعد از فارغ التحصيلي در رشته پزشكي كمتر خدمت ايشان رسيدم.

وي بيان كرد: ايشان در بيان تاريخ شفاهي و مكتوب با تمام وجود اعتقاد داشت. اصرار داشت كه از وقايع تاريخ درس و عبرت بگيريم. كي طاهري حاصل يك عمر مجادله و مباحثه بود. فرهيختگان، انديشمندان و تحصيل كردگان و كساني كه به فرهنگ غني ما اعتقاد دارند بايد بدانند چگونه جاي خالي افرادي مانند كي عطا را پر كنند. او دردمندانه به مسائل اجتماعي مي پرداخت.

او كتاب كوچ كوچ را به عنوان سرمايه معنوي براي ما و جامعه به ارث گذاشت

همايون طاهري، فرزند زنده ياد كي عطا طاهري نيز در اين آيين گفت: خوشحالم پدرم دوستان و فرهيختگاني چون شما دارد. خانه پدر ماوا جوانان بود و هميشه جوانان را دوست داشت. وقتي به ايشان مي گفتيم با اين سن و سال چرا با جوانان رفت و آمد دارد مي گفتند به آنها اعتماد كردم و آنها هم به من اعتماد كردند. شما بيشتر از ما پدر را شناختيد. او كتاب كوچ كوچ را به عنوان سرمايه معنوي براي ما و جامعه به ارث گذاشت. او يادآور غم ها، شادي ها و عشق هاي احساسي ايل ما بود.

وي ادامه داد: در اين كتاب دردهاي انساني و عشق ها آمده و از عشق و غم هاي آن بدون تعارف حرف زده است. اين شخصيت، ناخودآگاه مردم، ايل و تبار ما را به تصوير كشيد. زماني كه كتاب مميرو رو را نوشت استاد ايرج افشار توصيه كردند اين كتاب چاپ شود تا مردم بدانند كي عطا طاهري چگونه زندگي كرد. جلد سوم اين كتاب نوشته شده و از ما خواسته است تا آن را به آقاي حسيني پور بسپاريم تا چاپ شود و به دست مردم برسد.

طاهري بيان كرد: اولين كتابخانه شخصي خود را به ده دشت مي سپارد. معلمي را در كپر شروع كرد و ايل داري كرد. او عشق ورزيدن را به ما آموخت و از جنگ متنفر بود. كتابخانه اش را به جايي كه دوست داشت اهدا كرد. ايشان فرامنطقه اي و مربوط به ايران بود. اولين جرقه خرمندي زندگي پدر در تهران اتفاق افتاد. زندگي در تهران و ديدن افراد ثروتمند جرقه اي به او زد و مادر فداكار او را مانند فولاد آبديده كرد. فرزندان استان اگر شرايط برايشان درست شود همه  مانند كي عطا  طاهري مي شوند هرچند هم اكنون هم همه فرزندان معنوي او هستند. براي ما افتخار است كه شما فرهيختگان را داريم من ديگر غمگين نيستم و گريه نمي كنم چرا كه پدر دوستاني همچون شما دارد.

 در پايان اين مراسم با اهداي لوح و هدايايي از فرزندان زنده ياد كي عطا طارهي تقدير شد و از كتاب « بخوان ياد نامه عطا طاهري بويراحمدي» به كوشش امراله نصرالهي و مهدي فاموري رونمايي شد.