ما فارسي‌دان نيستيم بلكه فارسي خوان هستيم
19/12/1397 9:26

ابوالفضل حری در دومین نشست «زیر چتر نقد؛ آسیب‌شناسی ترجمه‌های ادبی» گفت: در انتقال متن از یک زبان به زبان دیگر موضوعی به نام فرهنگ وجود دارد و مترجم علاوه بر اینکه باید با زبان مبدا آشنایی داشته باشد باید زبان مقصد را نیز کامل بشناسد. مترجم فارسی باید فارسی آموزش ببیند. ما فارسی‌دان نیستیم بلکه فارسی خوان هستیم.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، دومين نشست «زير چتر نقد؛ آسيب‌شناسي ترجمه‌هاي ادبي» با همكاري موسسه خانه كتاب و فصلنامه صنعت ترجمه شنبه (18اسفند ماه) با حضور ابوالفضل حري و مزدك بلوري در سراي اهل قلم برگزار شد.

در ابتداي اين نشست، ابوالفضل حري گفت: صحبت درباره آسيب شناسي ترجمه متون ادبي اين سوال را ايجاد مي كند كه ارزيابي كيفيت ترجمه متون ادبي تا چه اندازه اي نياز است. در بازار نشر مي بينيم كه يك كتاب از سوي چند ناشر يا چند مترجم منتشر مي شود. خانه كتاب مي تواند به عنوان يك متولي اين اوضاع را نظامند كند.

وي با بيان اينكه اصول حاكم بر متون ادبي جدا از ساير متون نيست، گفت: از نظر اصول هيچ فرقي نمي‌كند كه ما متن اقتصادي ترجمه مي‌كنيم يا متن سياسي؛ متن ادبي ماهيت و ويژگي هاي دروني دارد و ذهني است. جان مايه و روح اثر ادبي مي طلبد كه علاوه بر اصول كلي به موضوعات ديگر هم توجه كند. سبك، متون ادبي را از ساير متن ها جدا مي كند.  به گفته مونا بيكر؛ سبك اثر انگشت نويسنده است. با اين وجود آيا مترجم هم مانند نويسنده داراي سبك است يا خير؟ به نظر مي آيد مترجم هم صاحب سبك است.

حري بيان كرد: ضرورت و نياز ارزيابي ترجمه ها به ويژه ترجمه هاي ادبي احساس مي شود و صحبت درباره ترجمه يك اثر از سوي مترجمان مختلف نيز بايد جدي گرفته شود. در نشست هايي كه درباره ترجمه يك اثر برگزار مي شود بيشتر درباره نويسنده اثر صحبت مي شود تا مترجم آن. درحالي كه بايد در مورد مترجم نيز صحبت و گفت و گو شود. اما مترجم بنابر دلايل ايدئولوژيك ديده نمي شود و در پشت جلد كتاب اسم مترجم ريز نوشته مي شود. برگزاري نشست هايي از اين دست به بررسي و شناخت جايگاه مترجم كمك مي كند.

وي بيان كرد: زماني كه درباره ادبيات داستاني صحبت مي‌كنيم، درباره داستان كوتاه و رمان حرف مي‌زنيم كه من نام آن را متون روايي مي‌گذارم. هر آنچه كه داستاني را براي ما تعريف مي كند متون روايي است. الگوي ارتباط روايي مولفه هايي همچون مولف واقعي، نويسنده واقعي، مولف مستتر و مولف ضمني دارد. 

حري گفت: اولين خواننده واقعي متن، مترجم است. وقتي مترجم متني را ترجمه مي كند آن را از بافت خود جدا مي كند در اين صورت آن متن خواننده جديدي پيدا مي كند. ترجمه ادبي فقط انتقال فاكتورهاي متون ادبي نيست و كار ما هم پيدا كردن خطاهاي مترجم نيست.

وي با بيان اينكه مترجم بايد فارسي آموزش ببيند، گفت: در انتقال متن از يك زبان به زبان ديگر موضوعي به نام فرهنگ وجود دارد و مترجم علاوه بر اينكه بايد با زبان مبدا آشنايي داشته باشد بايد زبان مقصد را نيز كامل بشناسد. در ترجمه متون ادبي فرهنگ نقش بسزايي دارد هر متن ادبي در محيط مقصد خودش حيات تازه پيدا مي‌كند. مترجم فارسي بايد فارسي آموزش ببيند. ما فارسي‌دان نيستيم بلكه فارسي خوان هستيم.

حري عنوان كرد: در ترجمه متون ادبي سبك داراي اهميت است و مترجم‌هاي خوب ما خودشان صاحب سبكاند، در اينجا اين سوال مطرح مي‌شود كه اگر مترجم صاحب سبك است پس سبك نويسنده چه مي‌شود؟ در پاسخ بايد گفت در ترجمه متون ادبي اصطلاحي به نام دو نوازي داريم، به نظرمن ترجمه متون ادبي همنوازي نواخت مترجم و نواخت نويسنده است، به عبارتي ترجمه سبك، انتقال سبك نويسنده از طريق و به واسطه زبان مترجم است؛ ترجمه همنوازي دو سبك و سياق است.

 در ادامه بلوري با ارائه سه دسته بندي از متن گفت: متن هايي كه تمركزشان بر روي محتوا است؛ در اين متن ها مترجم اطلاعات را انتقال مي دهد مانند كتاب هاي درسي. دسته دوم متن هاي ترغيبي است؛ در اين متن ها  هدف ايجاد واكنش و دريافت پاسخ از مخاطب است؛ مانند تبليغات. دسته سوم متن هايي تمركزشان بر روي فرم است. ترجمه ادبيات در دسته سوم متن ها قرار مي گيرد. در ترجمه ادبيات تنها انتقال اطلاعات و محتوا كافي نيست؛ كار مترجم ادبي اين است كه علاوه بر انتقال محتوا روي فرم هم تاكيد كند.

وي بيان كرد: موضوع ما در اين جلسه ترجمه‌هايي است كه آن كيفيت لازم را ندارند؛ در بسياري از موارد مترجمان در انتقال محتوا دچار مشكل مي شوند و تسلط به زبان ندارند و محتوا را درك نمي كنند.

بلوري بيان كرد: براي ارزيابي ترجمه متون ادبي بايد معيارهايي همچون انتقال درست معنا را در نظر بگيريم. اشتباهات هميشه در ترجمه وجود دارد و هيچ كس نمي تواند ادعا كند ترجمه اي بدون ايراد انجام داده است. مصداق آن زماني است كه وقتي كتاب تجديد چاپ مي شود ليستي از اصلاحات را تحويل انتشارات مي دهيم. معيار ديگر، فارسي نويسي درست است كه بسيار اهميت دارد. حجم زيادي از ايرادات كتاب ها ايراد ويرايشي است كه در اكثر ترجمه ديده مي شود.

اين استاد دانشگاه بيان كرد: معيارهايي وجود دارد كه ترجمه ادبي را از اشكال ديگر ترجمه متمايز مي كند؛ يكي از اين مولفه ها، سبك است. انتقال سبك در ترجمه ادبي بسيار مهم است. در ادبيات چگونه گفتن مهم است مترجمي كه نمي تواند سبك نويسنده را انتقال دهد لطمه بزرگي  به كار نويسنده مي زند. كوتاه و بلندي جمله ها يكي از ويژگي ها سبك ها است كه نويسنده ممكن است به دلايل گوناگون از اين سبك استفاده كند. مترجمي كه از پس جملات بلند نويسنده بر نمي آيد و آن ها را به جملات كوتاه تبديل مي كند از سبك نويسنده بر نمي آيد.

وي سياق متن  را از ديگر مولفه هاي تمايز ترجمه ادبي از اشكال ديگر ترجمه دانست و گفت: مترجم بايد بر مبناي متن اصلي كتاب را ترجمه كند. لحن متن، زبان متن و انتقال عناصر فرهنگي از ديگر مولفه هاي ترجمه هاي ادبي است.  مترجم گاهي در متن توانسته لحن را بيان كند و در جاهايي از عهده اين كار بر نيامده است. معمولا مترجم متن را به زبان روز جامعه خود بر مي گرداند مگر به دلايلي بخواهد از زبان ديگر استفاده كند.

بلوري عنوان كرد:  مترجم بايد دو فرهنگي باشد و دو زبانه بودن به تنهايي كافي نيست. بازي‌هاي زباني نيز اهميت دارد  كه اصولا ترجمه ناپذير است و مترجم بايد با خلاقيت خود بازي‌هاي زباني را ترجمه كند. ترجمه گويش نيز در ترجمه متون ادبي اهميت دارد. اين موضوعات عواملي  هستند كه بايد سنجيده شود تا يك ارزيابي از يك ترجمه به دست آوريم.

وي با بيان اينكه آموزش براي نقد ترجمه از آموزش ترجمه متن ادبي آسان‌تر است، گفت:  از كلاس‌هاي ترجمه ادبي مترجم متون ادبي بيرون نمي‌آيد، به نظر من مسائل نقد آموزش‌پذيري بيشتري نسبت به آموزش ترجمه متون ادبي دارد.

در پايان اين نشست، محمدرضا اربابي گفت: هدف اين نشست‌ اين است كه در يك برنامه يك‌ساله به اين برسيم كه بتوانيم آثار منتشر  شده را از نظر ترجماني و كيفيت ارزش‌گذاري كنيم تا اين اتفاق كمكي براي خواننده‌ها باشد. آيين نامه اهل قلم بازنگري شد و انجمن صنفي مترجمان نيز نظرات خود را اعلام كرد و حركت آيين‌نامه اهل قلم اين است كه از سطح كميت‌گرايي به سمت كيفيت گرايي برود. اين اتفاق نشان مي دهد كيفيت موضوعيت پيدا مي‌كند.