كتابي كه به جاي هفتصد صفحه مي‌توانست صدوهشتاد صفحه‌ باشد
15/12/1397 10:36

سحاب می‌گوید: 109 نقشه شناسنامه‌دار از موسسه سحاب و حدود 20 نقشه بی نام و نشان در کتاب «خلیج فارس» آمده است. استفاده از اطلس سحاب هم بدون ذکر منبع بوده است.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، عصر دوشنبه سيزدهم اسفند ماه 1397 سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب ميزبان محمدرضا سحاب، محمدعلي سيفي، جمشيد كيانفر، طهمورث ساجدي، محمود جعفري دهقي و صادق سميعي بود. در اين نشست پيشكسوتان حوزه خليج فارس به نقد كتاب «خليج فارس» پرداختند كه با پژوهش و گردآوري جواد نوروزي منتشر شده بود

به گفته نوروزي، كتاب مصور «خليج فارس» در مدت چهار سال تحقيق و پژوهش و به 10 زبان فارسي، عربي، اردو، انگليسي، اسپانيايي، ايتاليايي، چيني، روسي، آلماني و فرانسه گردآوري شده است اما منتقدان خليج فارس بر اين باورند كه نقشه‌هاي خليج فارس در اين اثر بدون ذكر منبع آمده و حتي برخي از نقشه‌ها هيچ نام و نشاني نداشته‌اند! منتقدان خليج‌فارس ديدگاه‌هاي خود را ارائه دادند و گردآورنده و پژوهشگر كتاب «خليج فارس» از اثر خود دفاع كرد اما دفاعي كه بر اساس گفته‌هاي سخنرانان بي‌پايه و اساس بود.
 

ايرانيان حاكمان تاريخي خليج فارس بوده‌اند
در ابتداي اين نشست، محمود جعفري دهقي، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه تاريخ، فرازهايي از تاريخ خليج فارس را بيان كرد. به گفته دهقي «بر مبناي گمانه‌هاي پژوهشگران، احتمالاً ده هزار سال پيش، سه نژاد دراويدي‌ها كه احتمالاً با بلوچ‌هاي امروزي درآميخته‌اند، ايلامي‌ها و ساميان در اطراف خليج فارس ساكن بودند
 

دهقي افزود: «عربستان پس از شكل‌گيري حكومت هخامنشي به قلمرو ايران پيوست و اين مسئله را داريوش اول در كتيبه‌هاي نقش رستم و بيستون ذكر كرده و بنا بر گزارش هرودوت گروه‌هايي از اعراب در سپاه كورش و كمبوجيه حضور داشته‌اند. هخامنشيان براي پيشگيري از تهاجم بيگانگان راه عبور و مرور كشتي‌ها در خليج فارس را كنترل مي‌كردند و اين موضوع امنيت مناسبي براي اعراب ساكن در اين منطقه فراهم كرده بود و آنان خود در ايجاد امنيت راه‌ها با هخامنشيان كمك مي‌كردند.»

اين استاد تاريخ سپس به دوران تسلط اشكانيان بر خليج‌فارس پرداخت و گفت: «اين تسلط از دوران مهرداد اول آغاز شد و اين نكته را سكه‌هايي كه به نام او ضرب شده است تاييد مي‌كند. سواحل خليج فارس در دوران اشكاني شامل  چهار ايالت مهم بود. گتوزيا، فارس خوزستان و ميسن.»
 
به گفته دهقي، ساسانيان نيز بر سراسر خليج فارس تسلط كامل داشتند. وي گفت: «در زمان شاپور ساساني گروهي از اعراب ساكن بحرين و نواحي مجاور آن به سواحل ايران يورش بردند و شاپور ساساني با كشتي‌هاي خودي يورش سختي به آنها برد و به مزاحمت آنان پايان داد. در اين دوران دو جاده تجاري مهم وجود داشت. جاده ابريشم و جاده ادويه كه از خليج فارس مي‌گذشت و به جاده ابريشم پيوند مي‌خورد. شهرهاي عمده خليج فارس در دوره ساساني آبادان، اوبله و ميشان بودند. خسرو انوشيروان از آبادان سواحل شبه جزيره عربستان را تسخير كرد و از آنجا تا عدن پيش رفت.»
 
دهقي همچنين گفت: «در تمامي دوران اسلامي هم خليج‌فارس تحت حاكميت ايرانيان بود و هر گاه استعمارگران از شرايط فطرت ايرانيان سوء استفاده مي‌كردند به زودي ايرانيان آنها را مجبور به ترك خليج فارس مي‌كردند كه شهر بندر عباس شاهدي بر اين مدعاست
 

اين استاد دانشگاه درباره نام خليج فارس هم گفت: «در منابع ايراني اين نام با عنوان خليج پارس در منابع يوناني با عنوان سينوس پرسيكوس و در عربي به صورت بحر الفارسي ثبت شده است.»
 

نقايص اثري كه به ده زبان ترجمه شده
پس از دهقي نوبت به جمشيد كيانفر استاد تاريخ دانشگاه رسيد تا به بررسي كتاب «خليج فارس» بپردازد. وي ضمن ابراز خشنودي از انتشار اين كتاب گفت: «اين اثر به ده زبان منتشر شده و اين اهميت كتاب را مي‌رساند ولي نقايصي دارد كه نبايد به سادگي از كنارشان گذشت
 

كيانفر تعداد فراواني از ايرادهاي ويرايشي و ايرادهاي مربوط به نحوه قرار گرفتن مطالب و اطلاعات در كتاب را برشمرد و گفت: «لازم بوده است هنگامي كه نام‌هاي خليج فارس در زبان‌هاي مختلف در كتاب ثبت مي‌شود آوانگاري مناسب و متناسب صورت بگيرد تا خواننده بتواند تلفظ درستي از اين نام‌ها داشته باشد. اما اين كار صورت نگرفته است. از ديگر ايرادات فاحش كتاب نيز بي‌دقتي در ثبت اسامي خاص است كه گاه بسيار عجيب مي‌شود.

به عنوان نمونه در تمامي بخش‌هاي كتاب الف و لام معرفه‌ساز اسامي عربي كه در ابتداي اسم‌ها مي‌آيد به صورت آل نوشته شده است و به عنوان نمونه الخوارزمي به آل خوارزمي تبديل شده است. يا اينكه نزهت القلوب نوشته حمدالله مستوفي به صورت نزهت آل كولاب ثبت شده است. در جاهايي كلمه ابن در ابتداي اسامي به صورت ليبي ثبت شده و به عنوان نمونه ابن الوردي به شكل ليبي الواردي در كتاب ثبت شده است. اين ميزان از بي‌دقتي به اعتبار كتاب آسيب فراوان وارد آورده است
 

كيانفر همچنين گفت: «نحوه درج فهرست منابع در كتاب ناقص و متنوع است. گاه نام مولف در ابتدا آمده و گاهي نام كتاب. اين عدم تبعيت از يك متد واحد كتاب را از اعتبار انداخته است. همچنين دركتاب 120 نقشه ثبت شده كه به گفته مولف 20 نقشه آن جديد است. اما اين نقشه‌هاي جديد مشخص نشده‌اند».
 
وي همچنين گفت: «كيفيت چاپ نقشه‌ها عالي است ولي منبع اخذ نقشه مشخص نيست و براي همين نمي‌توان متوجه شد نقشه قديمي است يا بر مبناي نقشه قديم بازطراحي شده است و اين نقص باعث شده است اين كتاب قابليت استناد نداشته باشد.»
 
غذاي بي نظيري كه گوشتش مال كس ديگري است
 
محمدعلي سيفي استاد بازنشسته دانشگاه در رشته جغرافيا سومين سخنران اين نشست بود. او سخنان خود را با ذكر يك فقدان در عرصه نشر ايران آغاز كرد: «براي آنكه از اتلاف منابع و هزينه بي‌جا خودداري شود، بهتر اين است كه ناشران و مولفان، پيش از انتشار آثارشان را به خبرگان فن برسانند تا آنها ملاحظات و اصلاحات خود درباره اثر را بيان كنند. نقد چه پيش از انتشار و چه پس از انتشار موجب اعتلاي علم و دانش مي‌شود.»
 
سيفي سپس به شرح اجمالي روند تاريخي توليد كتاب براي اثبات اين نكته كه نامي غير از خليج فارس براي آن نقطه جغرافيايي جعلي است پرداخت. وي گفت: «سال 1340 تشكيك در نام خليج فارس با طرح عنوان مجعول خليج عربي باعث مي‌شود بحث لزوم اثبات حقانيت نام خيلج فارس از طريق انتشار اسناد تاريخي جدي شود. در همان سال 1340 عباس سحاب نمايشگاهي از نقشه‌هاي خليج فارس برگزار مي‌كند. اين نمايشگاه پايه‌اي مي‌شود براي انتشار اطلس خليج فارس در موسسه سحاب.

تاريخ انتشار اين اطلس در سال 1349 بوده و در سال 1352 اطلس بازنشر شده است. در سال 1365 هم اطلس عراق منتشر مي‌شود كه در آنجا هم به مقوله نام خليج فارس پرداخته شده بود. پس از آن نيز كتاب‌هاي متعددي در موسسه سحاب و جاهاي ديگر در اين زمينه منتشر شده است. در سال 1368 نيز همايشي به نام همايش خليج فارس پايه‌گذاري شد كه در اين جهت مساعي زيادي داشته است»
 
وي افزود: «در كتاب خليج فارس كه موضوع بحث و نقد ماست حتي اشاره‌اي به عقبه سنگين و 57 ساله اين بحث نشده است. عدم ذكر اين عقبه موجب مغفول ماندن هويت بحث مي‌شود و نقصان بزرگي است.»
 
سيفي با ذكر اغلاط متعدد كتاب از منظر ثبت اسامي و اعلام و غلط‌هاي ويرايشي گفت: «چنين كتابي بايد براي اساتيد قانع كننده باشد تا نشود از آن غلط فاحش بيرون آورد. اين بحثي است كه در سطوح آكادميك مطرح مي‌شود و مخاطب اصلي اين كتاب را هم بايد در آنجا جست. ولي اين كتاب به دليل آنكه متدلوژي مشخصي ندارد نتوانسته است در مسير خود گامي رو به جلو محسوب شود.»
 
سيفي همچنين گفت: «109 نقشه از نقشه‌هايي كه در كتاب از آنها استفاده شده از اطلس خليج فارس سحاب اخذ شده‌اند. نوزده نقشه تازه نيز در كتاب هست كه منبع اخذ هيچكدام از آنها مشخص نيست و نمي‌شود به آن استناد كرد. يكي از نقشه‌ها هم مربوط به آفريقا و متعلق به قرن بيستم است كه از اساس حضور آن در چنين كتابي بي‌ربط به نظر مي‌رسد»
 
وي افزود: «نويسنده كتاب در گفت‌وگويي مدعي مشاهده ۷۵۰ سند شده براي تاليف اين كتاب شده است. اگر اين تعداد سند در اين زمينه وجود داشته است، اين سندها مي‌توانند پايه تحقيقات فراوان شوند و بهتر است اين اسناد كه ما پس از مدتها حضور در اين عرصه با آنها آشنايي نداريم معرفي شوند تا تحولي در اين مبحث به وجود بيايد.»
 
سيفي در انتهاي سخنانش گفت: «اين كتاب املايي است و نه انشايي. به عبارت ديگر از روي دست اثر ديگري نوشته شده و از خودش چيز بديعي ندارد. هر گاه كار انشايي كنيم و چيزي خلق كنيم، كاري ماندگار انجام داده‌ايم. اين كتاب مانند غذايي است كه حتي اگر بي‌نظير تهيه شده باشد، گوشتش متعلق به ديگري بوده است».
 
متن فرانسوي پر از خليج است
چهارمين منتقد كتاب، طهمورث ساجدي استاد زبان فرانسه بود. وي گفت: «آنچه اكنون درباره خليج فارس منتشر مي‌شود بيشتر از روي دست يكديگر نوشتن است و هر كتابي تقليدي از كتاب ديگر به نظر مي‌رسد. در كتاب حاضر هم من چيز نو و بديعي نديدم.»
 
وي سپس بر بخش فرانسوي كتاب متمركز شد و گفت: «متن فرانسه كتاب 32 صفحه است. به عبارتي اين متن خلاصه شده و خلاصه كردن درباره متوني كه حساسيت سياسي دارند و مي‌توانند مورد سوءاستفاده قرار بگيرند بسيار حساس است. بايد اين حساسيت مدنظر مي‌بود تا مسئله ايجاد نشود».

وي افزود: «در اين كتاب ترجمه فرانسه اغلاطي دارد ولي البته مي‌توان جاهايي از آن را به نسبت خوب دانست. ولي مسئله اين است كه در چندين جا از متن فرانسه، از خليج فارس با عنوان خليج ياد شده است. اين اشتباهي است كه مي‌تواند مسئله ايجاد كند. خليج لغتي است كه براي ياد كردن از خليج فارس مناسب نيست. ما بايد هر چه بيشتر به ويژه هنگامي كه متني با زباني غير از فارسي در مورد خليج فارس توليد مي‌كنيم از اين لغت بهره ببريم تا اين واژه جا بيفتد و ملكه اذهان شود».
 
وي با اشاره به بهره‌هايي كه از تفاوت متون فرانسوي و انگليسي از يك سند در دعاوي بين‌المللي شده است به دو مورد از بهره‌گيري جمال عبدالناصر و دكتر محمد مصدق از تفاوت اين نسخ اشاره كرد و سپس افزود: «كار سنگين جغرافيايي حساس است و كار هر كسي نيست. يك غلط كوچك مي‌تواند تبعات فراواني داشته باشد. اين كتاب نيازمند مشاوري جغرافي‌دان بوده است كه جغرافياي جهان را خوب بداند و فقدان اين مشاور به اثر آسيب فراواني وارد كرده است.»
 
كتابي 700 صفحه‌اي كه مي‌توانست 180 صفحه باشد
منتقد ديگر كتاب محمدرضا سحاب عضو موسسه كارتوگرافي سحاب بود. وي گفت: «اين كتاب از نظر چاپ و صحافي بي نظير بود و من را در ابتداي مشاهده آن ذوق زده كرد. اما بعدتر با متن كتاب كه روبه‌رو شدم بحث تغيير كرد. سفره‌اي كه پهن نشده جذاب به نظر مي‌رسد ولي مهم آن است كه پهن شود و باز هم جذاب باشد».
 
وي افزود: «همكاران من در موسسه سحاب اين كتاب را با كتابي كه انتشارات سحاب در سال 1384 با كمك دانشگاه تهران  در همين زمينه منتشر كرد مقايسه كرده‌اند و آنچه مشاهده شده تاسف برانگيز است.»
 

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: «اين كتاب در هفتصد صفحه منتشر شده اما بايد ديد كه آيا اين ميزان صفحات براي چنين كتابي لازم است. به عنوان مثال مي‌شود پرسيد زبان اردو در اين كتاب به چه درد مي‌خورد؟ آيا كارگرهاي كراچي مخاطب اين كتاب هستند؟ اليت‌هايي كه مخاطب كتاب هستند همه انگليسي بلدند. حتي به گمان من اين كتاب نيازمند متن فارسي هم نبود. به اين خاطر كه از اساس بحث آن در داخل مرزهاي ايران بحث مسئله‌زايي نيست.در داخل ما همه بر نام خليج فارس متفق‌القوليم و مسئله اين است كه در سطح بين‌الملل اين نام را جا بيندازيم. از طرف ديگر اين موضوع كه لاكپشت‌ها و دلفين‌هاي خليج فارس چگونه هستند چه ربطي به بحث نام خليج فارس دارد؟ و اين گونه مباحث كه در كتاب طرح شده‌اند به چه كار مي‌آيند؟»
 
سحاب با اين مقدمه گفت: «به گمان من اگر اين كتاب در 180 صفحه منتشر مي‌شد هم حق مطلب را ادا مي‌كرد و نيازي به هفتصد صفحه نبود.»
 
مدير موسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب به اين نكته نيز اشاره كرد كه مطالب متن كتاب «خليج فارس» از كتاب‌هاي دكتر محمد عجم و دكتر پيروز مجتهدزاده و سايت ويكي پديا برداشته شده است.

وي سخن سيفي درباره بهره‌گيري كتاب از اطلس‌ سحاب را تاييد كرد و گفت: «۱۰۹ نقشه شناسنامه‌دار از سحاب و حدود بيست نقشه بي نام و نشان در كتاب آمده است. استفاده از اطلس سحاب هم بدون ذكر منبع بوده است. در اين كتاب  نقشه‌هايي كه ربطي به موضوع ندارند هم يافت مي‌شود. نقشه آفريقا كه مربوط به قرن بيستم است در كنار نقشه‌اي مربوط به ۳۰۹ قبل از ميلاد آمده است. متدلوژي اطلس سحاب بر مبناي كرنولوژي بود اما اين كتاب هيچ متد خاصي ندارد».


سحاب در بخش پاياني سخن خود گفت: «ده دوازده نفر به عنوان مولف و مصحح پنج سال روي اطلس سحاب كار كرده‌اند و براي آنكه اثر غلط نداشته باشد پيش از انتشار آن را براي دكتر برانكا فورته در دانشگاه الينويز فرستاديم تا كتاب را بررسي كند. يك غلط گرفت و اصلاح كرديم. حالا هم زحمات ما را در اين كتاب به نام خود كرده‌اند
 

وي خطاب به مولف كتاب گفت: «شما جوان هستيد و اميد ما مي‌توانيد باشيد. اما توصيه من به شما اين است كه اگر كاري را بلد نيستيد وارد آن نشويد و اگر بلد هستيد با درستكاري آن را انجام دهيد.»
 
رشته من گرافيك است
پس از پايان سخن منتقدان نوبت به گردآورده و محقق كتاب، جواد نوروزي رسيد. او ابتدا به علت نگارش اين كتاب پرداخت و گفت: «شغل اصلي من فيلمسازي و مستندسازي است. پنج سال پيش در امارات براي ساخت مستندي با اين پديده مواجه شدم كه اماراتي‌ها و عربستاني‌ها ميليون‌ها دلار را صرف امحاي نام خليج فارس مي‌كنند. در عين حال اين را هم مشاهده كردم كه در برابر اين وضع ما در ايران دست روي دست گذاشته‌ايم و فقط مشاهده مي‌كنيم. به همين دليل به اين نتيجه رسيدم كه بايد چنين كاري را انجام دهم
 

وي سپس به انتقاد از برنامه‌هاي فرهنگي در مورد خليج فارس پرداخت و گفت: «در زماني كه آقاي علي جنتي وزير ارشاد بود به ايشان مراجعه كردم و خواستم كه به من در انتشار اين كتاب ده زبانه كمك كنند ولي ايشان گفتند هيچ برنامه‌اي در اين زمينه نداريم. اين در حالي بود كه مقام معظم رهبري گفته بودند در اين زمينه بايد كوشا باشيد. آقاي صالحي هم كه وزير شدند در جشنواره‌اي بي خاصيت به نام خليج فارس لوح‌هايي به فعالان در اين حوزه دادند و آن جشنواره دستاورد ديگري نداشت
 

نوروزي در پاسخ به انتقاد سحاب گفت: «من از كتاب مورد اشاره شما استفاده نكرده‌ام. من مجوز اسكن نقشه‌ها را از مركز اسناد وزارت امور خارجه گرفته بودم و آنها هم به من گفتند حق استفاده از اين اسناد در اختيار آنهاست و آن حق را به من تفويض كردند.»


او افزود: «تحصيلات من در حوزه گرافيك است و حوزه فعاليتم هم مستندسازي است. به همين خاطر در بخش نوشتاري متن دخالت چنداني نداشتم و ادعاي نويسندگي هم ندارم. ولي مي‌توانم بگويم از خبرگان اين فن كه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي معرفي كرده بود بهره بردم. اگر اشتباهات فراواني در كار مشاهده شده اين آب سردي بر تلاش‌هايي كه من انجام دادم هم هست و از اين جهت متاسفم.»
 
نوروزي گفت: «در زمينه كيفيت چاپ و گرافيك اين كتاب هيچ چيزي كم ندارد. براي چاپ آن از آلمان كاغذ اشتنباخ خريدم و روي رزلوشن تك تك اسناد كار شده. كتاب زركوب است و از نظر كيفيت چاپ عالي محسوب مي‌شود. نگاه من اين بود كه سايتي پنجاه زبانه درباره خليج فارس درست كنم و سعي كردم كيفيت كتابم هم عالي باشد. بنده كارم چيز ديگري است و كاش با اين جمع پنج سال پيش آشنا شده بودم تا از كمك آنها بهره ببرم.»
 
وي در پايان سخنان خود گفت: «قطعاً كار من در برابر كل كارهايي كه در زمينه خليج فارس انجام شده و بايد انجام بشود يك كار خرد محسوب مي‌شود ولي مسئله اين است كه ما اين حوزه را رها كرده‌ايم. اين كتاب با همه غلط‌هايش يك گام است. سعي من اين خواهد بود كه در گام بعدي غلط‌هاي كتاب را اصلاح كنم و در اين زمينه از اساتيد حاضر در اين جلسه هم استفاده مي‌كنم.»
 
ايراد از خودتان است
در انتهاي اين نشست، همايون اميرزاده رئيس مركز روابط عمومي و اطلاع‌رساني وزارت ارشاد كه از حاضران در نشست بود با اشاره به نكاتي كه نوروزي درباره جشنواره خليج فارس بيان كرده بود گفت: «حضور جوانان در عرصه موضوعي مانند خليج فارس كه اكنون براي ما حيثيتي شده مغتنم است و اساتيدي كه در اين جمع هستند بايد دست پدرانه بر سر جواناني مانند آقاي نوروزي بكشند ولي شاه‌كليد موضوع اين است كه آقاي نوروزي از روز اول به جاي مديران به صاحبان انديشه و اثر در زمينه خليج فارس مراجعه كرده بودند با اين مسائل و مشكلات مواجه نمي‌شدند. اكنون هم انداختن تقصيرها به گردن آن مديران و سازمان‌ها درست نيست. آن مديران و سازمان‌ها حتماً مساعدت‌هايي با شما كرده‌اند كه نامشان در كتاب آمده است و اكنون جوانمردانه نيست كه آنها را در مقام متهم بنشانيم. نكته اين است كه مگر مي‌شود شما بخواهيد در ايران اثري درباره خليج فارس توليد كنيد و به سراغ صاحب‌نظراني مانند آقاي سحاب و پيروز مجتهدزاده و امثال اينها نرويد؟ بنابراين مي‌شود گفت اگر مشكلي در كتابتان به وجود آمده است ايراد از خود شماست.»


وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: «من بنيان‌گذار همان جشنواره‌اي بودم كه به گمان شما بي‌خاصيت بود. در آن جشنواره جواناني نظير شما حدود 25 هزار اثر در زمينه خليج فارس توليد كردند و سي استان كشور درگير مسئله خليج فارس شدند. به واسطه اين جشنواره هفت هزار شعر عربي و فارسي درباره خليج فارس سروده شد و به گمانم چنين كاري بي خاصيت نيست.»
 
در پايان اين نشست نيز به توصيه جعفري دهقي بنا شد مولف كتاب در جلسه‌اي خصوصي نظرات سحاب را بشنود و در ويرايش بعدي كتاب اعمال كند و نقطه‌نظرات مطرح شده در اين جلسه هم در چاپ بعدي كتاب لحاظ شود.