تلاشم بر اين بود كه از ذبيح‌الله صفا پيروي‌ كنم
19/10/1397 13:55

مهوش واحددوست گفت: در کتاب «ادبیات ایران در دوره قاجار» سعی کرده‌ام فقط به انواع ژانرهای ادبی بپردازم و در این اثر تلاشم بر این بود، که از مرحوم ذبیح‌الله صفا پیروی‌کنم و تا حدی ادامه‌دهنده راه او باشد. البته ما تعاریف زیادی از ادبیات داریم، ولی سعی من بر این بود که همان تعریفی که صفا استفاده کرده را مد نظر داشته باشم.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست معرفي و بررسي كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» نوشته مهوش واحددوست شنبه 15 دي‌ماه، به ميزباني سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب و با سخنراني محمود بشيري، نسرين فقيه ملك‌مرزبان، عيسي امن‌خاني و مهوش واحددوست حضور برگزار شد.


در ابتداي اين نشست مهوش واحددوست، عضو هيات علمي دانشگاه اروميه و نويسنده كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» گفت: كتاب حاصل سال‌ها تدريس من در زمينه ادبيات معاصر است. احساس من اين بود كه به دوره قاجار ظلم شده؛ چرا كه اساسا در دانشگاه‌ها امكان پرداختن به اين دوره وجود ندارد. البته در رشته تاريخ دوره قاجار يك مقطع جداگانه دارد و اگر در ادبيات هم بسته به نظر برنامه‌ريزان، دو واحد در دوره كارشناسي، يا گرايشي در مقطع تخصصي در زمينه ادبيات قاجار اختصاص يابد؛ حق اين دوره ادا مي‌شود.


واحددوست با بيان اينكه هميشه پرداختن به نخستين‌ها سخت است، عنوان كرد: در اين زمينه تا به حال كار نشده بود. دوره قاجار چه در دوره پهلوي و چه پس از انقلاب به دلايل مختلف مهجور مانده و همكاران من به اين دوره نپرداخته‌‌اند. البته كتاب حاضر خيلي بيش‌تر از اين چيزي بود كه مي‌بينيد. هم من و هم انتشارات، بسيار اين متون را سانسور كرديم. چون خودم نقد تدريس مي‌كنم معتقدم كه كتاب بايد از صافي زمان بگذرد و امروز برخلاف دوره‌هاي پيشين و با وجود ناقدان خوبي كه در كشور داريم، قدم گذاستن در اين وادي‌ها كمي سخت و ترسناك است. از طرفي چون كار من نخستين است و ديگران به هر دليلي به آن نپرداخته‌اند، در تدوين اين كتاب، با مشكلات زيادي مواجه شدم.


تلاشم بر اين بود كه از ذبيح‌الله صفا پيروي‌كنم


نويسنده كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» گفت: جاي خالي اين كتاب را در جامعه دانشگاهي احساس كردم و آن را نگاشتم. جالب است كه مخاطبان اين كتاب، هر كدام با توجه به زمينه مطالعات خودش، از اين كتاب انتظار دارد. مثلا يك فمينيست دنبال رگه‌هاي فمينيستي و ادبيات زنان در اين كتاب است. اما در اين دوره قلم در دست مردان بوده است؛ چون نهايتا اين سياست بود كه حرف اول را مي‌زد و نويسندگان همه ژانرها و انواع ادبي، همه اهل سياست بودند، به همين دليل عرصه را در زمينه زنان نداريم.


او ادامه داد: در كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» سعي كرده‌ام فقط به انواع ژانرهاي ادبي بپردازم و در اين اثر تلاشم بر اين بود، كه از مرحوم ذبيح‌الله صفا پيروي‌كنم و تا حدي ادامه‌دهنده راه او باشد. البته ما تعاريف زيادي از ادبيات داريم، ولي سعي من بر اين بود كه همان تعريفي كه صفا استفاده كرده را مد نظر داشته باشم. شايد اين ايراد به من گرفته شود كه چرا قراردادها و نامه‌هاي اين دوره را هم مورد توجه قرار داده‌ام، اما بايد گفت كه متن قراردادها و نامه‌ها هم همان عناصر ادبي رايج در ادبيات آن دوره را دارد و از اين نظر حائز اهميت است.


عضو هيات علمي دانشگاه اروميه در پايان گفت: در كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» فقط به انواع نثر در اين دوره پرداخته‌ام و به مسائل جمعي كه موجب حجيم شدن كتاب مي‌شد، كمتر توجه كرده‌ام. علت اينكه چرا جلد اول اين كتاب به شعر دوره قاجار نپرداخته، اين است كه از نظر من، حرف اول در اين دوره را نثر زده است و به همين دليل جلد اول آن را به نثر اين دوره اختصاص داده‌ام.
 

دوره قاجار تا حد زيادي در دانشگاه‌ها ناديده گرفته شده


نسرين فقيه‌ملك‌مرزبان، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا(س) ضمن تاييد سخنان واحددوست درباره كم‌توجهي به دوره قاجار در دانشگاه‌ها، گفت: بحث دوره قاجار تا حدود زيادي در دانشگاه‌ها ناديده گرفته شده است. در نتيجه آن يك تاريكي ايجاد مي‌شود كه اين تاريكي حلقه‌هاي شناخت شعر و نثر را از بين مي‌برد و نمي‌توانيم آن‌چه كه سير منطقي تاريخ ادبيات است، را تحليل كنيم.
 

او ادامه داد: واحدهاي دانشگاه تا قرن هشتم است و تا اين قرن، نظم و نثر فراواني مي‌خوانيم. اما وقتي كه به قرن هشتم مي‌رسيم، واحدهاي مربوط به دوره صفوي، زنديه، افشاريه، قاجاريه، پهلوي و تا معاصر، بسيار محدود و نارساست. اين مسئله يك خلأ بزرگ ايجاد مي‌كند، كه ما نمي‌توانيم تحليل منطقي درستي از آنچه كه الان اتفاق مي‌افتد و آنچه كه نتيجه انتخاب و سليقه ادبا و فكر انديشمندان ماست، را داشته باشيم.


فقيه‌ملك‌مرزبان با بيان اينكه در دوره صفوي نگاه تشيع به علوم عقلي تا حدي شكل مي‌گيرد؛ ادامه داد: اتفاق مهمي كه در دوره قاجار مي‌افتد، اين است كه پيچشي كه در حوزه تغيير نگاه به سوي مقوله‌هاي عقلي، ايدئولوژيك، تغيير قدرت و وحدت ملي ايجاد مي‌شود، شايد گستره‌اي كه در گفتمان حكومتي به وجود مي‌آيد را دوباره بازبيني كرده و يك نوع اعتلاي به ايران باستان را هم اضافه مي‌كند؛ كه اين بازگرداندن يك نوع ابهت و شكوه است كه به آن اعتنا مي‌شود. بحثي كه در دوره قاجار به‌وجود مي‌آيد، مسيري را باز مي‌كند كه امروز بيشتر از پيش به جهان‌بيني خود بپردازيم. به همين دليل پرداختن به ادبيات دوره قاجار كار ارزشمندي است و بايد از نويسنده كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» به خاطر توجه به اين دوره تشكر كرد.


عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا(س) توجه نويسنده به نثر دوره قاجار را هوشمندي خواند و افزود: گرچه شايد بتوان يك نوع تعادل بين شعر و نثر دوره قاجار ديد و هر دو را حائز اهميت دانست، اما به هر حال از اين دوره نثر يك مرحله جديدي را آغاز مي‌كند كه اين مرحله در گذشته، پيشينه اين چنيني ندارد. نكته ديگر اين است كه كتاب‌هايي كه در حوزه ادبيات پرداخته مي‌شود بيشتر به بعضي از مقوله‌هايي مي‌پردازد كه در ذهن نگارنده وجود دارد. كاري كه خانم واحددوست كرده و تكه‌هاي زيادي از متون مختلف را آورده، گرچه بر حجم كتاب افزوده و شايد حمل آن را دشوار مي‌كند؛ اما به خواننده اجازه مي‌دهد كه به خودي خود، نوعي نظر پيدا كند و بتواند براي خودش، راهبردي در شناخت سبك نوشتاري اين متون ايجاد كند.


 
او ادامه داد: از مشكلاتي كه احتمالا نويسنده با آن درگير بوده، اين است كه در اين دوره، تعدد و تكثر آثار بسيار زياد است و دسترسي به همه اين‌ها، چندان آسان نيست. بنابراين درباره اين دوره يك تعدد و تكثري روبه‌روي ما است كه هر گوشه آن حرفي دارد. همچنين درباره قراردادها و نامه‌ها كه در كتاب به آن اشاره شده هم بايد گفت كه عريضه‌ها و وقف‌نامه‌هاي فراواني در اين دوره وجود دارد كه كاملا اديبانه نوشته شده و نمي‌توان گفت كه ادبيات نيست.
 

در كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» خودم را مخاطب كتاب ديدم

فقيه‌ملك‌مرزبان در ادامه به ارائه چند پيشنهاد درباره اثر و براي كمك به بهبود آن پرداخت و افزود: از پيشنهادات من اين است كه مقداري به منابع كتاب اضافه كنيم. از طرفي مخاطب كتاب بسيار مهم است. در كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» من خودم را مخاطب كتاب ديدم، يعني مخاطب كتاب از نظر بنده استادي است كه مي‌خواهد تاريخ ادبيات را بفهمد و به نوعي براي دانشجو بيان كند. يا در حوزه‌هاي تحقيقي، دانشجو را به كتاب ارجاع دهد. به همين دليل فكر مي‌كنم، بعضي از مباحث مي‌توانست كمي مستقيم‌تر و فقط به اصل مطلب بپردازد.


او ادامه داد: دوره قاجار يكي از دوره‌هايي است كه هروقت تاريخ ادبيات مي‌خوانيم، هميشه در ابتداي آن، يك‌سري مقدمه‌هاي سياسي-حكومتي عنوان و بحث مي‌شود و بعد به سراغ نويسندگان و شاعران مي‌روند. فكر مي‌كنم وقت آن رسيده كه به طوركلي، مقداري درمورد اين سيستم فكري در تاريخ ادبيات تجديد نظري داشته باشيم. شايد جاي آن باشد كه ادبيات در سطح سياسي نماند و ادبيات عاميانه هم مقداري در كتاب وارد شود.


فقيه‌ملك‌مرزبان در پايان گفت: تصور مي‌كنم در ذكر تحليل‌هايي كه براي كتاب مي‌شود و هر كدام وجوه ادبي منطقي كه در ژانرهاي مختلف پيش گرفتيم، مي‌توان از نظرات نويسنده بيشتر بهره‌مند شد و تسلسل مطالب پيوسته‌تري را انتظار داشت. به هر حال كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» كار بسيار مهمي است و آرزو دارم از مجلد دوم آن كه بحث شعر باشد، بهره‌مند شويم.
 

احساس مي‌شود دست نويسنده در منابع بسته بوده


در ادامه محمود بشيري، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در شروع صحبت‌هاي خود به تلاش نويسنده اشاره كرد و گفت: اگر خود من مي‌خواستم چنين كتابي بنويسم، قطعا از عهده آن برنمي‌آمدم. به همين خاطر بايد از نويسنده به خاطر نگارش اين كتاب تشكر كرد. خصوصا كه در بحث دوره قاجار چنين كتابي نداريم. يعني اگر قرار بود چنين كتابي باشد، بايد مرحوم ذبيح‌الله صفا مي‌نوشت كه نشد. تا به حال كتابي كه جامع باشد و ابعاد مختلف حوزه نثر را در دوره قاجار بيان كند، نداريم و كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار»، اين مشكل را تا حدودي رفع كرده است.


او ادامه داد: دوره قاجار، دوره پر مسئله‌اي است؛ بنابراين كتاب حجم زيادي مي‌طلبد و از اين جهت نبايد از حجم اين كتاب ترسيد يا ايراد گرفت. نكته‌ ديگر اينكه احساس مي‌شود دست نويسنده در منابع بسته بوده است؛ چون كتاب‌هاي مهمي وجود دارد كه به نثر فارسي پرداخته‌اند، اما در اثر استفاده نشده است.  همچنين نويسنده در كتاب مسائل گوهرهاي بسيار مهمي در كتاب ذكر كرده و از كنار آن گذشته است كه خيلي‌ها از دلايل آن مطلع نيستند و خوب بود كه بيشتر به اين مسائل پرداخته مي‌شد.


بشيري ضمن ارجاع دادن نويسنده به كتاب «نه شرقي، نه غربي، انساني» عبدالحسين زرين‌كوب، گفت: زرين‌كوب در آن كتاب وقتي كتاب «از صبا تا نيما» را نقد مي‌كند، نكته‌هاي بسيار عميق و دقيقي درباره دوره قاجار، خصوصا در نثر بيان مي‌كند، كه درخور توجه است، ولي در كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» به آن اشاره نشده است. يكي از منابع ديگري كه لازم است نويسنده به ان توجه كند، «تاريخ اجتماعي ايران» از مرتضي راوندي، خصوصا جلد هشت آن استف كه عنوان جزئي آن «حيات ادبي مردم ايران است». در واقع تاريخ ادبيات است و درباره دوره قاجار هم تقريبا هيچ نكته‌اي را فرو نگذاشته است.

وي افزود: ادبيات دوره قاجار از پوياترين و زنده‌ترين ادبيات دوره‌هاي ادبي ما است؛ يعني حتي از مشروطه مهم‌تر و در واقع مشروطه ثمره دوره قاجار است. اين كه نويسنده عنوان كتاب را «سبك بازگشت» نگذاشته، كار جالب و خوبي است و همان عنوان «ادبيات ايران در دوره قاجار» عنوان درستي است،منتها اي كاش در مورد نويسندگان دسته‌بندي دقيق‌تري مي‌شد؛ چون نويسندگان اين دوره، چند تيره و تبارند.
 

عضو هيات علمي دانشگاه علامه ضمن بيان اينكه تاريخ يك مرجع استنادي است كه حرف‌ها را تاييد يا رد مي‌كندف ادامه داد: در اين كتاب ارتباط اينچنيني بين تاريخ و آن اثر ادبي كه ذكر شده، وجود ندارد. البته هم تاريخ و هم جغرافيا، در ادبيات موثرند و بايد به آن‌ها اشاره شود. نكته ديگر اين است كه در اين كتاب، بايد بحثي درباره فرق اساسي نثر قاجار با دوره پيش از آن، صورت مي‌گرفت و طبق‌بندي آن ذكر مي‌شد كه نياز به بحث بيشتري دارد.
 

بشيري در پايان گفت: نكته ديگر درباره روزنامه‌هايي است كه نويسنده بايد آن‌ها را طبقه‌بندي مي‌كرد؛ چون درست است كه بحث روزنامه‌ها ماهيت سياسي دارد، اما به هر حال يك بحث ادبي است و ادبيات آن دوره هم خارج از سياست نيست.
 

جاي اين كتاب در ادبيات ما خالي بود
عيسي امن‌خاني، عضو هيات علمي دانشگاه گلستان و از شاگردان واحددوست به عنوان اخرين سخنران اين نشست گفت: جاي اين كتاب در ادبيات ما خالي بود، هرچند كه به اين كتاب پيشنهادهايي صورت گيرد و نقد شود؛ اما جزو كتاب‌هايي است كه به اصل آن هيچ ايرادي نمي‌توان گرفت، جز اين كه تحسين كنيم. كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» كتابي است كه پژوهش‌هاي دوره قاجار واقعا به آن نيازمند است و جاي خالي آن حس مي‌شد.
 

امن‌خاني ضمن اشاره به چند نمونه از ايرادات تاريخي در بخش‌هايي از كتاب، بيان كرد: مسئله‌اي كه در بخش تاريخي كتاب ديده مي‌شود، اين است كه مخاطب حس مي‌كند، يك نگاه چپ به كتاب حاكم است. البته اين به آن معني نيست كه نويسنده قصد چنين كاري داشته، بلكه بيشتر تحت تاثير منابعي است كه در آن دوره نوشته شده است.
 

عضو هيات علمي دانشگاه گلستان ضمن تاكيد بر اينكه كتاب محاسن فوق‌العاده زيادي دارد و نكات گفته شده چيزي از ارزش آن كم نمي‌كند، اضافه كرد: نگاه تاريخي كتاب كمي پررنگ است كه اين تاريخ هم از ميان وقايع‌نويسي پررنگ شده و جا دارد كه از تاريخ وقايع‌نگاري عبور كنيم.

وي ضمن اشاره به تغيير نظام فكري و ايدئولوژي‌ها در دوره قاجار، عنوان كرد: وقتي كه مي‌خواهيم آن دوره را بررسي كنيم، حتما بايد نوآوري‌ها را با تفكر به‌وجودآورنده آن ارتباط دهيم. بايد جايي در اين كتاب، در حدود 10 تا 15 صفحه اضافه شود و به آن جهان‌نگري كه پشتوانه نوآوري‌هاي اين دوره است، به صورت مختصر پرداخته شود.
 

امن‌خاني ضمن اشاره به ژانرهاي دوره قاجار و پيشنهاد اضافه كردن بخشي از اين ژانرها به كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار»، گفت: بذر بسياري از ژانرهاي دوره پهلوي، در دوره قاجار است. به اعتقاد من، دوره پهلوي به لحاظ ادبي چيزي به دوره قاجار اضافه نمي‌كند. به همين دليل كه بذر خيلي از ژانرها در دوره قاجار است و چون اصالتا در خاك دوره قاجاريه روييده است، بايد آن را در ادبيات همين دوره بررسي كرد.
 
«
ادبيات ايران در دوره قاجار» آغازي در اين حوزه است
در پايان واحددوست ضمن تشكر از استاداني كه به نقد و نظر درباره كتاب او پرداختند، گفت: اين كتاب اوايل سال 97 چاپ شده و پروسه چاپ ان 6 سال طول كشيده است. البته يك يا دو سال قبل از آن هم، آماده بود تا پروسه داوري را طي كند. بنابراين وقتي 10 سال طول مي‌كشد، تا يك كتاب از زير چاپ درآيد، در اين 10 سال، كتاب‌هاي فراواني چاپ شده است كه بايد به آن مراجعه شود. يعني اگر روند چاپ يك كتاب يك يا دو سال مي‌شد، امروز به جاي چاپ اول بايد شاهد چاپ دوم يا سوم اين كتاب بوديم.
 

وي افزود: ديدگاه‌ها درباره اينگونه كتاب‌ها متفاوت است. كتاب «ادبيات ايران در دوره قاجار» فقط يك سرچشمه يا اغاز در اين حوزه است.