|
مشخصات كتاب |
|

|
برايم كتاب بخوان |
| موضوع: |
داستانهاي آلماني - قرن 20 - تاريخ و نقد
|
| پديدآورنده: |
بهمندخت اويسي
برنهارد شلينك
|
| ناشر: |
|
نشر و پژوهش فرزان روز
|
| 254 صفحه - رقعي (شوميز) - 18000 ريال - چاپ 1 - 1100 نسخه |
| کد کنگره:4ب9ل/PT2673 |
| شابك:3-170-321-964 |
| رده ديوئي:833.914 |
| تاريخ نشر:20/12/81 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
در اين رمان "ميشل برگ "پانزده ساله در شهري در آلمان زندگي ميكند. او دچار يرقان شده و به طور تصادفي با زني آشنا ميشود كه دو برابر او سن دارد .ميشل در پي اين آشنايي عاشق زن شده اما هويت او برايش معلوم نيست .زن درازاي اين كه به نداي ميشل پاسخ دهد، از او ميخواهد تا برايش كتاب بخواند .اين زن كه "هانا "نام دارد به يكباره شهر را ترك ميكند ;بي آن كه ميشل علت آن را بداند .سالها ميگذرد و ميشل در رشته حقوق به تحصيل مشغول ميشود .او در سمينارهايي كه براي بررسي جنايات نازيها و محاكمه متهمان ترتيب داده شده شركت ميكند .ميشل در يكي از اين دادگاهها، با شگفتي تمام، هانا را در ميان متهمان ميبيند .هانا در دوران جنگ نگهبان اردوگاه بوده كه با نازيها در سوزاندن زنان در كليسا دست داشته است .در عين حال روشن ميشود كه در اردوگاه دختر جوان را نزد خود فراخوانده و از آنها ميخواسته شبها برايش كتاب بخوانند .با وجودي كه هانا ميتوانست با بر ملا كردن بيسوادياش در دادگاه از محكوميت خود بكاهد، حاضر به فاش كردن اين راز نميشود . او به نوشتن گزارشي اعتراف ميكند كه در واقع نوشته او نيست ;از اين رو، به حبس ابد محكوم ميشود .از طرفي ميشل به منظور كمك به هانا ميخواهد راز او را فاش كند، اما پدر فيلسوف او، ميشل را از اين كار باز ميدارد ;زيرا به عقيده او اين كار تنها به عهده خود هاناست كه چنين تصميمي بگيرد .ضمن آن كه ميشل از يك سو در مقام دانشجوي حقوق قصد دارد بر احساسات خود غلبه كند و از اين رو در تناقض آشكار عشق و عدالت قرار ميگيرد ....
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|