|
مشخصات كتاب |
|

|
قصههاي پدربزرگ |
| موضوع: |
داستانهاي كوتاه فارسي - قرن 14
|
| پديدآورنده: |
احمدرضا احمدي
عطيه مركزي
|
| ناشر: |
|
افق
|
| 60 صفحه - خشتي (شوميز) - 30000 ريال - چاپ 1 - 2000 نسخه |
| کد کنگره:6ق82ح/PIR7943 |
| شابك:978-964-369-406-7 |
| رده ديوئي:8fa3.62 |
| تاريخ نشر:14/10/87 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
پاييز فصلي است كه در آن، خرمالوها ميرسند و ميتوان آنها را از درخت چيد و خورد. روزهاي پاياني پاييز است و درخت خرمالوي خانه راوي پر از خرمالو است. او ميخواهد خرمالوهاي رسيده را بچيند اما نردبان ندارد. آنها هر سال نردبان خانة همسايه را به امانت ميگرفتند، اما حالا همسايه به سفر رفته است. راوي به همراه مادر و پدر و خواهر و مادربزرگ و پدربزرگ تصميم ميگيرند كه نردباني براي خود بسازند كه همهساله بتوانند از آن استفاده كنند و سرانجام با همكاري يكديگر نردباني ميسازند و آن را سبز روشن ميكنند؛ به رنگ بهار، او در پاييز از نردبان بهار بالا ميرود و براي همه خرمالوي رسيده ميچيند. مجموعة حاضر مشتمل بر هفت داستان كوتاه است كه از زبان پدربزرگي براي نوهاش بازگو شده است. حوض كوچك، قايق كوچك؛ روزهاي آخر پاييز بود؛ در بهار پرنده را صدا كرديم جواب داد؛ خرگوش سفيدم هميشه سفيد بود؛ خواب يك سيب سيب يك خواب؛ شب يلدا قصة بلندترين شب سال؛ و عكاس در حياط خانة ما منتظر بود.
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|