|
مشخصات كتاب |
|

|
زنگبار، يا، دليل آخر |
| موضوع: |
داستانهاي آلماني - قرن 20
|
| پديدآورنده: |
آلفرد آندرش
سروش حبيبي
|
| ناشر: |
|
ققنوس
|
| 200 صفحه - رقعي (شوميز) - 28000 ريال - چاپ 1 - 2200 نسخه |
| کد کنگره:9ز35ن/PT2601 |
| شابك:978-964-311-768-9 |
| رده ديوئي:833.914 |
| تاريخ نشر:23/06/87 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
در ابتداي روي كار آمدن نازيها در آلمان، عدۀ بسياري آرامش خويش را از دست دادند كه از آن جمله ميتوان به يهوديها اشاره كرد. "يوديت" يهودي هم بنابر وصيت مادر، براي نجات جان خويش، راهي بندري كوچك شد تا از طريق دريا از آلمان بگريزد. وي در اين شهر با جوان كمونيستي آشنا ميشود كه ازحزب بريده و قصد فرار از آلمان را دارد. جوان بنا بر مسئوليت انساني خويش تصميم به نجات دختر جوان گرفته و او را با خويش همراه ميسازد، علاوه بر اين به كشيش محلي نيز وعدۀ حمل مجسمۀ قديسي را ميدهد. ماهيگيري كه وظيفۀ راهنمايي و نجات آنها را برعهده دارد، در آخرين لحظهها با جوان به مشاجره پرداخته و سرانجام، جوان از سفر منصرف ميشود اما يوديت را به همراه مجسمه به كشتي رانده و خود بازميگردد. شاگرد ماهيگير كه سوداي سفر و مهاجرت در سر دارد از آنچه پيش آمده شادمان است و تصميم دارد به محض رسيدن به كشوري امن بگريزد و زندگي جديدي را آغاز نمايد. پس از لنگر انداختن در بندري در سوئد، ماهيگير، دختر و مجسمه را از كشتي خارج كرده و به پسر دستور ميدهد كه در عرشه بماند. با وجود اين او ميگريزد و در جنگل به پيادهروي پرداخته و تصميم به سكونت در آن منطقه ميگيرد. اما با فرا رسيدن شب، از تصميم خود بازگشته و نزد ماهيگير، كه منتظر اوست، بازميگردد.
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|