|
مشخصات كتاب |
|

|
اپراي شناور |
| موضوع: |
داستانهاي آمريكايي - قرن 20
|
| پديدآورنده: |
سهيل سمي
جان پارت
|
| ناشر: |
|
ققنوس
|
| 320 صفحه - رقعي (شوميز) - 45000 ريال - چاپ 1 - 1650 نسخه |
| کد کنگره:2الف34الف/PS3553 |
| شابك:978-964-311-728-3 |
| رده ديوئي:813.54 |
| تاريخ نشر:14/08/86 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
"تاد اندروز"، وكيل جوان و منزوي، در "سي سالگي" با يكي از دوستان سابقش برخورد كرده و از سوي او به شام در منزلش دعوت ميشود. تاد در اين مهماني با همسر "هريسون" با نام "جين" آشنا شده و متوجه ميشود هريسون و همسرش بر حسب اتفاق منزل دوران كودكي او را خريداري كرده و در آن ساكن شدهاند. شايد يكي از عواملي كه تاد اندروز به اين خانواده علاقهمند شده و به معاشرت با آنها ادامه ميدهد همين امر باشد. براثر گذشت زمان وكيل جوان به منزلهي عضوي از خانواده پذيرفته شده و هفتهاي يك روز را با اين خانوادهي كوچك ميگذراند. او پس از خودكشي پدرش به واسطهي ورشكستگي در يك هتل ساكن شده و معاشران وي، دو پيرمرد همسايهي وي در همان هتل هستند. هريسون و همسرش كه سالها براي داشتن فرزند نزد پزشكهاي مختلف رفتهاند ناگهان داراي دختر كوچكي ميشوند كه او را "جنين" مينامند. دخترك به طور كامل مورد توجه و علاقهي تاد قرار دارد، گاهي روزها او را با خود به گردش و تفريح ميبرد. روزي او را به تماشاي قايقي تفريحي برده و همهجاي قايق را به او نشان ميدهد و درست در شب همانروز و در برنامهي اپراي روي قايق با هريسون و همسرش مواجه ميشود. آندو آن شب بدون هيچ توضيح واضحي براي هميشه به دوستي و معاشرت خويش با "اندروز" جوان پايان داده و با او خداحافظي ميكنند. روز بعد پس از فوت يكي از همسايههاي پير، تاد اندروز به اين نتيجه ميرسد كه زندگي كردن هيچ دليل قانعكنندهاي ندارد (يا حتي خودكشي كردن).
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|