|
مشخصات كتاب |
|

|
خرچنگهاي بلوري |
| موضوع: |
داستانهاي فارسي - قرن 14
|
| پديدآورنده: |
مصطفي دشتي
|
| ناشر: |
|
روزبهان
|
| 200 صفحه - رقعي (شوميز) - 17000 ريال - چاپ 1 - 2000 نسخه |
| کد کنگره:4خ187ش/ 8044 PIR |
| شابك:1-38-8175-964 |
| رده ديوئي:8fa3.62 |
| تاريخ نشر:28/05/85 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
در اين داستان، "علي" و "مصطفي" دو برادر هستند كه علي در كنار رشتهي اصلي تحصيلياش، مهندسي، كلاسهاي متعددي در باب فلسفه، ادبيات و هستيشناسي در دانشكدههاي مختلف انگلستان و ساير كشورها گذرانده است و اكنون پس از بازگشت به وطن كلاسهاي مكاشفه و مراقبه را داير كرده است. در كلاس مكاشفه، پدر علي به ياد دو ماري ميافتد كه سالها پيش آنها را به هنگام حفر چاه ديده و كشته بود و اكنون خود را طلسم شدهي مارهايي ميداند كه كشته است. سپس خاطرهي ديگري بازگو ميكند: "سالها قبل ـ شايد پنجاه شصت سال پيش ـ در سعيدآباد، نزديكيهاي نرماشيربم، مادرچاهي را ميكنديم. سي متري را كنده بودم، كلنگ ميزدم. در بعضي از قناتها گاهگاهي نه هرجا وقتي كلنگ آخر را ميزديم، آب مثل فواره بيرون ميزد و گاهي ماسورههاي بزرگتري كه بنو ميگفتيم پيدا ميشد كه آب و شن و خاك با فشاري ميجوشيد. آن جا بود توي آن مادر چاه سعيدآباد كه يكهو خرچنگهايي از دل آب زلال و ماسه بيرون زدند كه روشناييشان چشم را ميزد، مثل چراغ نور ميدادند: تن شيشهاي، پاهاي شيشهاي، چنگالهاي شيشهاي، روشن و تابان كه از دل ظلمات درآمدند.
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|