|
مشخصات كتاب |
|

|
عقرب روي پلههاي راهآهن انديمشك، يا، از اين قطار خون ميچكه قربان! |
| موضوع: |
داستانهاي فارسي - قرن 14
|
| پديدآورنده: |
حسين مرتضائيانآبكنار
|
| ناشر: |
|
نشر ني
|
| 84 صفحه - رقعي (مقوايي) - 20000 ريال - چاپ 1 - 2200 نسخه |
| کد کنگره:7ع287ر/8203 PIR |
| شابك:6-832-312-964 |
| رده ديوئي:8fa3.62 |
| تاريخ نشر:23/02/85 |
| گزيده متن كتاب |
چکيده :
داستان حاضر از نوزده قسمت تشكيل شده است. ماجرا اينگونه آغاز ميشود كه "سرباز وظيفه مرتضي هدايت، اعزامي برج يك شصت و پنج، از تهران، روي پلههاي راهآهن انديمشك نشسته بود و منتظر بود تا بيايند و او را هم بگيرند و ببرند. پاهايش را بغل كرده بود و چانهاش را گذاشته بود روي زانوهايش و خيره بود به آسفالت و تاريكي درختها و سبزي چمن كه سياه بود. از دور و نزديك صداي مرگبار و تكتير هوايي ميآمد". بدين سان، اين داستان، حكايت ديگري است از جنگ و عواقبي كه حتي پس از پايان دورهي سربازي مرتضي، در منطقهي جنگي گريبانگير او شده است.
|
نسخه قابل چاپايجاد فايل XML
|